دردرها وعاشقانه های ماکانی

خرید بک لینک
پارت36

هانیه=

کیف لوازم ارایشم رو از تو کیفم دراوردم

یه رژلب قرمز داشتم که ازش استفاده

نمیکردم.

لباسشو رو تخت پهن کردم یه ایموجی

این شکلی کشیدم

نوشتم=

امیر خان اینم تلافی لباس منو خراب

میکنی

رفتم لباسم رو پووشیدم

(عکس در ادامه مطلب)

خیلی ریلکس اومدم بیرون

رهام=

میخواستم بعد هانه برم لباسم رو

عوض کنم

من=

-من برم لباسامو بپوشم

امیر=

-شرمنده نوبت منه

-باشه برو

قیافه هانیه این شکلی بود=

-

شرط میبندم یه کاری کرده یهو

امیر از تو اتاق عربد زد

امیر=

رفتم تو اتاق لباس بپوشم

دیدم لباسم بارژ قرمز شده

کار هانیه بود روش نوشته

بود=

-امیر خان اینم تلافی

از تو اتاق عربده زدم

-هانیه میکشمت

با عصبانیت از اتاق رفتم بیرون

هانیه=

یهو امیر از اتاق با عصبانیت اومد بیرون

یا خود خدا خشم اژدهاس دویدم

پشت رهام

رهام=

-چیشده

امیر=

-ببین چه بلایی سر لباسم اورده

من=

-مگه چیه خوشگل شده

-یک خوشگلی بهت نشون بدم

رهام=

-هانیه چرا این کارو کردی

-خوب اونم روسری منو کثیف کرده منم تلافی کردم

-امیر برو دیگه دیر شده

امیر پووفی کشید و رفت توی اتاق که لباس بپوشه

رهام=

-هانیه چرا اذیتش میکنی

-خوب داداش تقصیر خودشه

بعد اینکه رهام یکم نصیحتم کرد

رفتیم واسه اجرا.....ادامه دارد

دردسرها وعاشقانه های ماکانی...

ما را در سایت دردسرها وعاشقانه های ماکانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 13:41

صفحه بندی