امیر=
الکی دویددنبالش من که دلم نمیومد
بزنمش.....
رفتم تو اتاق یه لباسی بپوشم بیام
وقتی ازاتاق اومدم بچه ها رفته بودن رو
استیج
ررهام=
-کم کم دارم بهت شک میکنم
من=
-واااا چرا
-دوساعته اون تویی
-بتوچه
چیززی نگفت وبدون توجه به من رفت تو اتاق
لباس بپوشه منم رفتم تو اینستا و رفتم یه چرخی
زدم یه سری از فنپیجا رو لایک کردم
دیدم یکی از فنپیجا یه عکس از یارو دختره رویا
گذاششت که رویا میگه امیرم منم میگم میم
مالکیت نده مورمورم میشه
خندم گرفته بود دمش گرم منو خندوند لایکش
کردم ایش دختره زشت فک کرده من میگیرمش
رهام اومد بیرون پاشدیم رفتیم رو استیج
بچه ها دمشون گرم یه تولدی برام گرفته بودن
هانیه=
از قبل یه اهنگی روو هماهنگ کرده بودیم که
واسه امییر رو استیج با رهام بخونیم
من اهنگشو خیلی دوس داشتم
رهام=
-خووب نوبتی هم باشه نوبت سوپرایز منو خانم
میر جلالیه
با بچه هایی گروهم هماهنگ کرده بودیم البته
فقط با امیر میلاد که کارمونو خراب نکنه
یکی از بچه های که بک استیج بود یه صندلی
اورد نشستم روش شروع کردیم بع اهنگ زدن
هانیه ورهام =تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
رهام=بیا بندازیم امشب یه عکس یادگاری
همین شب که شکفتی مثل گل بهاری
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
اشک شادی شمع و نگاه کن
که واست میچکه چیکه چیکه
کام همرو بیا شیرین کن
بیا کیک رو ببر تیکه تیکه
همه جمع شده اند دور تو امشب
گل بوسه میدن که بچینی
در جشن تولدت عزیزم
همه انگشترن تو نگینی
نگاه کن هدیه هارو
نگاه بادکنکارو
همه رقصون و رنگی عجب شب قشنگی
هانیه رهام=تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
رهام=امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره
از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره
امشب خونمون پر از طنین دلنوازه
تو کوچه پر از نوای دلنشین سازه
عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثله بهشته
تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک
هانییه ورهام=تولدت مبارک، تولدت مبارک
رهام=جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست
جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست
جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام
وقت شکرگزاری به سوی درگاه خداست
عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثله بهشته
تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک
هانیه ورهام=تولدت مبارک، تولدت مبارک
امیر=
وقتی رهام گفت سوپرایز داریم براش رفتم
وسط تماشاچیا نشستم جیغ همه دخترا بلند
شد
تیکه اولو هانیه بارهام همخونی میکرد
عجب صدایی داشت
وجدان=
-چشاتو درویش کن
-روصداش احمق جان
-یه بار مثل ادم بامن حرف نزدی
-چون ادم نیستی
خلاصه کلیپی روهم که برام حاضر کرده
بودن دیدم خسته وکوفته رفتم بک استیج
برای استراحت تا شروع سانس بعد یهو صدای
گریه یه دختر اومد این صدا رو یه بار دیگه ام
شنیدم.چقدر بدم میاداز این صدا.....ادامه دارد
دردسرها وعاشقانه های ماکانی...
ما را در سایت دردسرها وعاشقانه های ماکانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75